مرد تنها - فرهاد

Farhad-Mehrad-Marde-Tanha

 

با صدای بی صدا
مث یه کوه بلند
مث یه خواب کوتاه
یه مرد بود یه مرد
با دستای فقیر
با چشمای محروم
با پاهای خسته
یه مرد بود یه مرد
شب با تابوت سیاه
نشست توی چشماش
خاموش شد ستاره
افتاد روی خاک
سایه شم نمی موند
هرگز پشت سرش
غمگین بود و خسته
تنهای تنها...
با لب های تشنه
به عکس یه چشمه
نرسید تا ببینه
قطره قطره... قطره ی آب قطره ی آب
در شب بی طپش
این طرف اون طرف
می افتاد تا بشنفه
صدا صدا ...صدای پا صدای پا

 

مردتنها

 

شاید امشب دارم...

شاید امشب دارم کیفر میشم.

بخاطر اشتباهاتی که کردم.

همیشه گفتم کیفرم رو میپذیرم.

 

 

وقتی تو یک شب...

وقتی تو یک شب، تو یک دقیقه، به اندازه چندسال پیر میشی یا چندسال بزرگ میشی یا هرچی...

کسایی که تجربه داشتن میفهمن چی میگم.

پنجه های دستم، ساعد و از کمر به پایین بدنم یخ زده.

 

امشب به آهنگ  Backfire پناه میبرم...

من در گذشته

من در گذشته زمانی پسر و دختر، بوته، پرنده و ماهی آرام دریا بودم.

 

photo-2020-10-25-15-44-51

 

 

ساکنان خانه تنهایی

ای ساکنان خانه های تنهایی، ما نیز در پی شما می آییم.

 

 

 

Bride of the lost/Beautiful Death