تحمل یک سال دیگر!

تحمل یک سال دیگر! تغیری نکرده‌ام، آرام‌تر حرف می‌زنم، هر سال کمی آرام‌تر. شاید! کندتر هم، هر سال کمی کندتر. شاید! گفتنش سخت است.

اگر این‌طور بود مکث‌ها طولانی‌تر بود، بین واژه ها ، جمله‌ها، بخش‌ها، اشک‌ها، با هم اشتباه می‌گیرم‌شان، واژه ها و اشک‌ها را، واژه هایم اشک‌هایم هستند،چشم‌هایم دهانم.

و در هر مکث کوتاهی، باید می‌شنیدم، که آیا این‌که می‌گویم سکوت است یا نه ؟این‌که می‌گویم تنها کلمات می‌شکنندش. اما اصلاً چنین چیزی نیست،

اصلاً این چنین نیست، همیشه همان زمزمه است، که بی‌وقفه جاری است، مثل کلمه‌ای بی‌پایان و به همین دلیل بی‌معنا، زیرا آن‌چه به واژگان معنا می‌دهد، پایان است.

 

 

Waltz With Bashir

شبِ تاریک

شبِ تاریک

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها

شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین هایل

کجا دانند حال ما سبکباران ساحل ها؟

درد بی درمان و حال بی سامان

 

گهی بر درد بی درمان بگریم

گهی بر حال بی سامان بخندم

ای درد توام درمان

ای درد توام درمان در بستر ناکامی

و ای یاد توام مونس در گوشه تنهایی

 

چروک های صورت مادرم

امشب صورت مادرم رو نوازش میکردم. صورتی که هنوز اونقدرها پیر نشده.

اما مطمئنم تا چندسال دیگه، پوست صورت مادرم به قدری فرسوده شده که

بشه بدون دیدن، تنها با لمس نوک انگشتام متوجه چین و چروک هاش بشم.

چه مقدار باید این موضوع غم انگیز باشه؟

 

میگذرند

 

میگذرند

زودتر از آنچه که فکر کنی میگذرند.

عشق ها

اضطراب ها

هیجان ها

باد و باران های یک تابستان اند.

 

photo-2021-01-05-16-44-11

 

 

Sisyphean / The Fall of Every Season

 

 

برمیگردم - چارتار

Arman-Garshasbi-Barmigardam

 

غرق غربتم

لحظه لحظه ی هر دقیقه ای

که بی تو طی شود خسارت است

اگرچه خانه در اسارت است

بمیرم که بی من چه جوری کشیدی

به چشمت چه دیدی

برمیگردم کمی بمان برمیگردم

حتی زخمی و نیمه جان برمیگردم

حتی اگر فرشته ات اهریمن شد

از دستش سرنوشت ما پرسیدن شد

بمیرم که بی من چه جوری کشیدی

به چشمت چه دیدی چه زهری چشیدی

من اقیانوس رنج و کوه دردم

اگر دیگر به سویت برنگردم

ببین روز و شبم یک قصه دارد

از تو دورم من بی نورم

 

برمیگردم

 

 

تغییر در مرحله اول

در حقیقت، تغییر در مرحله اول حاصل تمایل به فکر کردن است.