تحمل یک سال دیگر!
تحمل یک سال دیگر! تغیری نکردهام، آرامتر حرف میزنم، هر سال کمی آرامتر. شاید! کندتر هم، هر سال کمی کندتر. شاید! گفتنش سخت است.
اگر اینطور بود مکثها طولانیتر بود، بین واژه ها ، جملهها، بخشها، اشکها، با هم اشتباه میگیرمشان، واژه ها و اشکها را، واژه هایم اشکهایم هستند،چشمهایم دهانم.
و در هر مکث کوتاهی، باید میشنیدم، که آیا اینکه میگویم سکوت است یا نه ؟اینکه میگویم تنها کلمات میشکنندش. اما اصلاً چنین چیزی نیست،
اصلاً این چنین نیست، همیشه همان زمزمه است، که بیوقفه جاری است، مثل کلمهای بیپایان و به همین دلیل بیمعنا، زیرا آنچه به واژگان معنا میدهد، پایان است.
+ نوشته شده در سه شنبه سی ام دی ۱۳۹۹ ساعت 10:51 توسط
|