توکل کردم، راحت شدم.

عزیز. ز. زاهار: 

من خودم از وقتی دخالت کردن در کار دیگران را رها کردم و "توکل" کردم راحت شده ام. 

از نظر خیلی ها توکل کردن به معنای منفعل ماندن است، اما درست برعکس. توکل حالت آرامش محض است که پذیرش و سازگاری با خود به ارمغان می آورد. پَسیو نیست، اکتیو است. میتواند حالت هایی را به ما عرضه کند که قادر به عوض کردنشان نیستیم و به تمام معنا نمیتوانیم بر کیفیتشان واقف شویم. با این حالت هاست که میتوان به هستی با عشق نزدیک شد.

 

پ.ن:  اگر تجربه ای از ایمان داشتید

و جایی از توکل کردنتون نتیجه گرفتید،

واسم بنویسید.

اینان ظریف اند و لطیف

آدمی در مواجهه با گُل ها، کریستال ها، سنگ های قیمتی و پرنده ها، اگر از آگاهی والایی نیز بهره مند نباشد، به سادگی می تواند تشخیص دهد که آن ها چیزی بیش از وجود فیزیکی شان هستند. آدمی به همین دلیل است که به سوی چنین چیزهایی جذب می شود. به دلیل ویژگی اثیری، صورت ظاهر این امور، کمتر از صورت های مظاهر دیگر، ذات اُلوهی شان را پنهان می کند. البته، نوزادانِ انسان و حیوان نیز همین احساس را به آدمی منتقل می کنند. اینان ظریف‌اند و لطیف و هنوز در صورتِ مادیتِ زمختِ خویش قوام نیافته‌اند.
بنابراین بارقه‌های معصومیتی خاص و شیرینی و زیبایی ویژه‌ای را از خود ساطع می‌کنند که این جهانی نیست.

 

تغییر در مرحله اول

در حقیقت، تغییر در مرحله اول حاصل تمایل به فکر کردن است.

 

جهان اشتیاقی به رویاهایمان ندارد

در این میان، تنها خنده تلخی که باید میزدم به این بود که چه اندازه غافل بوده ام، از این که: جهان منتظر به بار نشستن آرزوهای ما نیست. در واقع، مرتفع شدن این غفلت است که بر خودآگاهی ات می افزاید، تلخ ات میکند و حاصل آن زایل شدن همان امید و پررویی است. درک این که جهان، اشتیاقی به حضور ما و رویاهایمان ندارد. از رویاهایی که در این نوشته میتوان یافت تا آرزوهایی که آنقدر برایمان عزیزند، که حتی ذکر و یادداشت شان، از قدسیت شان می کاهد.

پدر خیال میکرد

پدر خیال میکرد آدم وقتی

در حجره خودش باشد تنهاست،

نمیدانست تنهایی را فقط

در شلوغی میشود حس کرد.

خالی و غمگین

دنیا به نظرم یک خانه ی خالی و غمگین آمد...

 

http://s4.picofile.com/file/8374694750/d47634c8d2105cf7d46a07920253a53f_Copy.jpg

 

گرداب سرگردانی

کرم ابریشم وقتی در پیله گرفتار ماند و مدتی در دور خود پیچید و تنید از برکت آن تلاش ها و پیچش ها پروانه در می آید ولی انسان مادر مرده برعکس وقتی در لجه ی افکار گرفتار گردید دیگر روی رستگاری نخواهد دید و مانند محکومی که وزنه ی آهنین به پایش بسته و در دریا انداخته باشند مدام در گرداب حیرت و سرگردانی فروتر می رود!

 

http://s2.picofile.com/file/8371446600/s0mbrebw_Brvyn6Zg481_1940992609510199093.jpg

 

 

به نظر می رسد

به نظر میرسد که همه انسان های برجسته، چه در حیطه فلسفه، چه در سیاست، چه در قلمرو هنر شاعری یا هنرهای تجسمی، انسان هایی افسرده اند.

 

https://i.ibb.co/TWhyP2M/s0mbrebw-Bh-ULTQ-l-PHs-1753075857382240748.jpg

 

عشق برای رجاله ها

عشق چیست؟ برای همه رجاله ها یک هرزگی و یک ولنگاری موقتی است. عشق رجاله ها را باید در تصنیفهای هرزه و در فحشها و اصطلاحات رکیک که در عالم هستی و هشیاری تکرار میکنند پیدا کرد مثل " دست خر تو لجن زدن " و خاک تو سری کردن و امثال آن.

 

https://i.ibb.co/NmK8VYC/photo-2016-04-28-23-40-13.jpg

 

 

شکست ارثی

پدرم به من گفته بود که من احتمالا همیشه شکست خواهم خورد.

خودش هم یک بازنده مادرزاد بود. کار از بیخ ایراد داشت.